الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
206
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
و در ضمن اعمال ماه صفر نوشته است پدرم به محضر هلاكو حضور يافت و از او براى مردم حلّه اماننامه گرفت و پس از فتح بغداد از سوى او بهعنوان نقيب نقيبان برگزيده شد . و در جاى ديگر از آن كتاب گفته است : اين مطلب را در كتاب اقبال تصنيف پدرم ( قدّس اللّه روحه ) چنين يافتم . و ليكن بر خلاف انتظار ، در يكى از نسخهها آمده است كه سيد بن طاوس در كتاب اقبال در ضمن اعمال ماه شوال چنين نوشته است : در كتاب الزوائد و الفوائد در بيان عمل ماه رمضان ، روايتهاى صوم ( روزه ) را يادآورى كردهايم . جز اينكه مضمون فوق در نسخههاى كهن اقبال آورده نشده است . از پيشآمدهاى بىسابقه آن است كه نام فرزند عموى مترجم حاضر ( احمد بن طاوس ) هم سيد رضى الدّين ابو القاسم على است و اين نامگذارى به آئين عرب است كه در روزگار خويش نام عموزادگان را مشترك و متّحد قرار مىدهند . يادآورى مىشود كه على بن طاوس پدر مترجم حاضر در آغاز كتاب كشف المحجة لثمرة المهجة كه همان رسالهء وصيتنامهاى است كه براى فرزند ديگرش سيّد جلال الدّين محمد بن على تأليف كرده سال ولادت سيد محمد را ، بهطورى كه در شرح حالش خواهيم گفت ، نوشته است : سال 649 ه . ق كه تاريخ تأليف اين كتاب است و سال عمرم به شصت و يكسالگى رسيده . و سال ميلاد خود را بهطورى كه در شرح حال او خواهيم نگاشت چنين نوشته است : فرزندم على كه خدا او را به درازى عمر ، شرافت دهد و تحفهء كرامت به او ارزانى فرمايد ، در اين سال وارد سهسالگى شده است و ميلاد او دو ساعت و شانزده دقيقه روز جمعه هشتم محرم سال 647 ه . ق در مشهد مقدس مولانا ( على صلوات اللّه عليه ) واقع شده است و هر دو فرزند گروگان من هستند در پيشگاه خداى متعال كه آنها را در دست تسليم حضرت پروردگارى او قرار دادهام . در ماه محرم سال مذكور كه سنين عمرم به شصت و يك رسيده و اميدوار به مراحم ارحم الراحمين بودهام به خاطرم رسيد كتابى تأليف كنم كه رساله ( نامه ) مانندى از من بهسوى فرزندم محمد و فرزند ديگرم على و